بهار با تو بهاری تره.
93-2-30 . 3شنبه
گل پسرم سلام. ملوسک مامان...شیرین عسلم...عزیزم که هر روز خوشمزه تر میشی... ونقدر خوشمزه که اگه بگم روزی 1000تا بوست می کنم غلو نکردم.
و تو فقط با میل و رضایت کامل به من بوس میدی و تازه کیف هم می کنی هربار غرق بوست می کنم و این برای من یعنی آخر عشق دنیا.
این روزهای بهاری صبح ها خونه ایم و عصرها معمولا پارک و گردش. دوست دارم هر روز بهت خوش بگذره و از بچگی ات لذت ببری.
خوب گلکم بریم سراغ عکسای خوشگلت که 1 عالمه از پارک رفتناته...
این 1 نوع از اون بازی های بخصوصته که فقط مختص آقا عطای منه:


داری ببه تو پوشک می کنی:
هر بار که میریم این پارک یکی 2باری باید از پلش رد شی حتما.

1 روز هم با خاله جون و محی رفتیم پارک بانوان که تجربه جدیدی بود:

و بازی با به قول تو "جاییژه" که برای تشویق جهت امر خطیر"جیش تو دستشویی" خریداری شده:
داریم می ریم دردر :

و باز هم لالا از نوع غافلگیرانه اش:
این لباس تابستونی پوشیدنت هم حکایتی شده بود... به هیچ وجه دلت نمی خواست لباس آستین بلندداتو بذاری کنار.. هی من و بابایی می گیم پسرم دیگه هوا گرم شده..همه تابستونی می پوشن... علی زهرا محیا... هی می گفتیم.. تو می گفتی نه!! 1 بار هفته پیش خونه بابا جون پوشیدی که بابا جون با دیدنت میگه عطا مبارکه دستاتو درآوردی بیرون
ولی بازهم ادامه داشت تا دیروز که بالاخره با دیدن این بلوز که بره ناقلاست و مامان که برات آهنگشو میزنم
دیگه آستین کوتاه پوش شدی... البته بازم بستگی به هوا داره ها...
من از تو بدتر محتاطم.. مگه نه؟!!
خلاصه که عزیز دلمی......خیلی خیلی خیلی دوستت دارم.... 



بهار با تو بهاری تره. 











